قلب شیشه ای
سلام عزیزم هواتو کرده باز این دل دوباره تو خیلی وقته تنهام گذاشتی همین تنهایی تنها یادگاره واست من چی بگم از روزگارم شب وروز کار این دل انتظاره ملالی نیست جزء غم انتظار تو خوب من خوبم اگه فاصله بذاره خیس بارون شدم ونیومدی مث مجنون شدمو نیومدی از غم تو مث ابرای بهار زارو گریون شدمو نیومدی انتظارت میکشه اخر منو سهم قلب من نکن شکستنو چرا از من تو دوری میکنی تو که یادم دادی عاشق شدنو عشقم از چشم توافتاده چرا؟گذشتی از دلم ساده چرا چطوری دلت اومد که بگذری گریه هام یادت نیوفتاده چرا دیگه دارم اروم اروم میمبرم ای خدا چیکار کنم من چی بگم وقتی عشقم دشمن جونم شده من برم گلایمو به کی بگم
بی تو دارم میمیرم تو انتظار بیشتر از این تو منو تنها نذار هامو به روی من نیار
نمیفهمی نمیشه نمیتونم تا دوباره بی تو تنها
تو خیلی وقتی که بریده امونم بمونم کاش بفهمی که غم دوری تو
نظرات شما عزیزان:
آخرین مطالب پيوندها
نويسندگان
|
||||||||||||||||||
![]() |